پیش نویس : بعنوان برادر وسیم ازتون عذر میخوام که یکم لحنم بده… هر چی زور زدم چیزی ننویسم و از زیرش در برم، …. نشد!!
هوی وسیم! نمیدونم چرا، چرا اینقده حماقت… مگه مردن نمیتونه با کلاس نباشه؟ مگه نمیشه بجای کفن، سم اسب به تنت بپیچن؟ تازه اگه به کفن اعتقادی داشته باشی. وسیم آخه چرا نمیتونی قبول کنی که برای کسی که بیش از هزار ساله که کشته شده گریه کنی؟ چرا این دلت بی شرفت نمیتونه ده روز برای غیر از خودت غمگین باشه؟ مگه کجای این دانشگاه بهت گفتن که نباید گریه کنی!
اصلا بگو ببینم کی گفته که باید گریه کنی؟؟ اصلا چه معنی داره گریه کنی؟ برای چی بخاطر دیگران باید افسردگی بگیری؟؟ بگو ببینم چرا سنگ دیگران را باید به سینه بزنی؟ با زنجیر زدن باعث چروک شدن پوست نازت بشی… مواضب باش نکنه که با قمه زدن ایدز بگیری؟؟ مگه چون مسلمون و شیعه ای باید حتما عزاداری کنی؟ اصلا مگه دیگران هم از خودشون مایه میذارن برای حسین؟؟ کاری ندارم… خودت بهتر میدونی؛ مثلا نخبه مملکتی! نابغه… مهندس… دکتر… تیّب!

» ضربت خوردن امام حسین در کربلا…
» حضرت زینب(س) هنگامی که ذبح برادرش را دید از ناراحتی آنچنان سر بر عمود خیمه اش زد بطوری که زخمی شد
» ضربه ای که بر سر حضرت امیرالمومنین وارد شد، و باعث شهادت ایشان گشت.
بهرحال قمه زدن در گذشته یکجور ابراز هم دردی بوده.
این شیعه ای که تو باشی و یکی دوتا قطره اشک هم زورت بیاد بریزی که نکنه عینکت کثیف بشه یا دماغت بگیره همون بهتر که نریزی… ولی فکر نمیکنم خندیدن تو روی یه عده مردم عوام نفهم، کار باکلاسی باشه… اینا دارن گریه میکنن، افسردن، ناراحت هستن و هزاری چیز روانی دیگه… و جز نفرت چیزی نصیبت نمیشه که به اونا اینجوری بی احترامی کنی… اینا که مثل تو که نمیفهمن دنیا کجا رسیده، علــــــــم و تکنولـــــــوژی!!! ، خصوصا اون پیرهای +++ که مخشون حتمان سنگ گرفته و دیگه الفاتحــــــــــه… … اصلا اونا هرچی دارن از اجدادشون به ارث گرفتن.. اشک و گریه هم از این دسته ارث و میراث…

ثار انتقام معنی میشود و تا انکه پس گرفته نشود همچنان زنده است و در خون شیعیان جریان دارد؛ واین را پدرانمان از پدرانشان به ارث برده اند.
+++ وسیم! مرض که نداری بخاطر اینهمه آدم ناراحت تو هم غم بغل کنی… مثلا اول ۲۰۰۹ شده تازه همزمانی شروع سال قمری با میلادی که دیگه داره غوغا میکنه … یه نگا به این عربستان سعودی بنداز…+++ برو بابا حالشو ببر. کی به کیه که تو بین مردم مسلمون زندگی میکنی… آزادی بشرو بچسب.. دروغ گفته سعدی… کجا بنی آدم اعضای یکدیگرند که دگر عضوها را نباشد قرار؟
داش وسیم! اینا همش اگه این بود که یکی مثل خودت کشته میشد… اینهمه تو ویتنام و ناکازاکی مردن… قبل ترش تو طوفان نوح تقریبا تمام اجداد نسل منقرض شده انسان های امروز مردن… واسرائیلی های بیچاره!! که حماس و حزب الله دارن دونه دونه میترکونن [بعدا به پس نوشت ۲ نگاه کنید] …. آره اینا ارزش نداره که آدم براش دین توپ ارمنی خویش رو بذاره بره شیعه بشه، یا اینهمه پخت و پز و نذر و نیاز، گریه و زاری …. جون من یکی رو مثال بزن از گذشته ها که مردم براش خیرات کنن! یا بیان براش طلا بذارن رو مرقدش… ازش حاجت بطلبن و جواب بگیرن…

جود، کرامت، مردانگی، برادری، بزرگواری، …
اینها نماد نیست، حضرت عباس(س) هم معصوم مثل امام نیست که بتوان بهانه کرد…
عبد صالح است. یعنی میتوان به او و مقامش رسید
و ما چه؟؟؟
یا اباالفضل…. دستمان بگیر.
نگا داداش.. اینهایی که می بینی یک سری خرافات نیست، که بتونی به حکم عقل!! ازش فرار کنی… ببین یا توی این دایره هستی یا نیستی! خیلی واضحه… اگه آدمی و ادعای فهمت میشه یا از برای واقعه کربلا ناراحتی یا شاد! بیتفاوتی هم نداریم چون اصولا معادل شاد بودنه. از تو آدم ناخلف هم عزاداری نمیخوام… ولی احترامی که باید بذاری رو یادت نره…
مگه چه کار کردن این هفتاد هشتاد نفری که جز سر بریدن چیزی نصیبشون نشد؟ اما چه بسیار سرها بریده شد تو همین ایران ما… یکم تو زمان برو عقب تاریخ روشن ایران خودمون… اما کسی هست که سنانی برای اونا گریه کنه، حاضره دویست تومن بده یه نون سنگگ بگیره براشون خیرات کنه؟؟ پس سر اینهمه قربانی کردن… بذل و خرج چیه؟؟ مگه عروسیه که بند جیبشون رو باز گذاشتن؟ سر این کارها چیه؟؟ آخه مگه این همه توی سال زور نزدن تا پول جمع کنن برن چیز میز بخرن، پس چرا حسینیه و هیئت میزنن؟؟ فلان حاج آقای چند ده ملیونی رو میارن برای مردم یه قصه تکراری رو بازگو کنه؟! و از همه سخت تر چرا اینهمه به سر و سینه میزنن؟ سادش اینه که بگی برای امام حسین (علیه السلام) و یاران و بستگانش دارن عزاداری میکنن! اما چرا تو نمیتونی با اونا عزاداری کنی؟؟؟ نه داداش …. نه اینم نه……. اونم نه……. +++ نادان که نبودی، فکر کردن بدرد اینجا نمیخوره… مرد حسابی رومی ها و سیک های هندی و … برای امام حسین هم عزا داری میکنن، اینکه ربطی به دین نداره… … اون دلته که باید بره تو این وادی… آره تا دلت نخواد نمیشه… بهونه دلایل منطقی و غیر منطقی نکن…. داداش روراست باش و بدون که تا حالا خودت نمیخواستی…
وسیم! دلم اصلا برات نمیسوزه، نمیخوام هم که تو بیای برا جدم گریه کنی… ولی مگه اجازش رو من باید بدم؟؟ نه… راستش لیاقتش رو داری… لیاقت دوست داشتن امام حسین (علیه السلام) و باید نشون خودش بدی… هیچ ربطی نداره میتونی توی خیابون اصلا نشون ندی که عاشقی ولی همین که میری تو خلوت خودت… زار زار گریه کنی……

لیاقت داری … نشون بده …
پس نوشت:
- قمه زدن اگه باعث وهن دین باشه نباید علنی صورت بگیره… محض اعلام به شیعیان عراق که فردا پس فردا حرمین کربلا رو با خون خود رنگ میکنند.
- +++ بعد نگین وسام از اسرائیلیها خوشش میاد! نه…. اصلا …. +++ … مرگ بر اسرائیل.
- اصلا قصد اهانت به خوانندگان و دوستان نیست، ولی خیلی حرصم میگیره که بعضی از هم دانشگاهیام اینطوری بی احترامی میکنن، نه اینکه به من یا جلوی من، اون کیه که +++ جرئت کنه و بیاد جلوی من اینکارو بکنه، ولی وقتی می دیدم که دیگران رو مسخره میکنن و حتی به مقدسات اونا بددهنی میکنن، دیگه نشد از زیرش در برم…
- نمیدونم چرا ولی فکر میکنم فرض اولیه همه ما بر اینه که در سمت قرمز این جمله هستیم، “هر چیز در سوی تو حسینی شد و دیگر سو یزیدی ” [ به نقل از آهوی وحشی ] باید نشان دهیم که فرضی درست است…
- عکس این بانو که قمه زده خیلی قدیمیه [بدون تایید یا محکوم کردن کارش] ولی هنوز هم که میبینمش خجالت برم میداره، این که ساده ترین کار مسلمونا رو که انجام نمیده [حتی یه روسری کوچک] ، ببینید چه جوری داره با کربلا عشق بازی میکنه…
- از این سیاق نوشتن هم اینجا پیدا میشه : چه بی تابانه می چسبد به دل، لب های شیرینش! – از دوست تازه ام سپید مثل برف
- و البته گونه ی رسمی و ادبی ای هم اینجا دیدم که جالب بود : عاشورا یک ((ایست بزرگ)) - از وبلاگ ميعاد گاه يار
- و اینکه خیلی محشره، موجز و پر محتوا: توقف روبروی دستگاه امام حسین ع اکیداً ممنوع! - از وبلاگ مبارز(یک بچّه مسلمان)
- التماس دعا … خیلی زیاد.
- از همه دوستان که لطف کردن و قدم رنجه فرمودن و به این خراباتیان ما سری زدند بسیار ممنون، درضمن بنا به تذکر قریب به اجمع دوستان همه کلمات رکیک متن رو پاک کردم جاش +++ گذاشتم بهرحال ببخشید
#1 - توسط کیوان در دی ۱۶م, ۱۳۸۷
| ضمیمه
تحت تاثیر قرار گرفتم
—
ماجور و موفق باشی کیوان جان.
#2 - توسط فاطمه در دی ۱۶م, ۱۳۸۷
| ضمیمه
سلام
نمی دانم چطور حرفم را بزنم که دوست خوبم ازمن رنجیده نشود! اما می نویسم فقط به خاطر علاقه ای که ندیده به خودش دارم! راستش نوشته ات را یک جورایی نپسندیدم! چون به نظرم خیلی از ماها این روزها راه شیعه بودن و دوست داشتن ائمه را گم کرده ایم ! فکر می کنم اگر خودشان بودند از ما و کارهایمان رو برمی گرداندند! .از این همه صورت های خالی بی محتوا فراری می شدند! شابد هم امام حسین (ع) دوست نداشته باشد که این حاج آقاهای گران برایشان قصه ی همیشگی مشق کودکان حرم یعنی :” آب ، آب ، بابا آب” را بخوانند! تکلیف حسین (ع) و آزادگی اش را گم کرده ایم! چسبیده ایم به مصیبت ها! ولی این که مرادمان و سرورمان که سرور همه ی جوانان بهشتی است ، چرا این همه مصیبت را به جان خرید گم شده در بحبوبه ی تکیه و هیأات های رنگ و وارنگمان ! بچه هایمان از عاشورا فقط قیمه اش را می شناسندو….
مهندس جان شاید یک روز با هم بنشینیم و مفصل حرف بزنیم! که دلتنگم از این همه مظلومیت آقا چه هزار سال پیش، چه امروز که عده ای با قمه زدن با او و یادش عشق بازی می کنند! دلتنگم مهندس!
—
علیک سلام دکتر!
بله حرف شما را بیشتر از صد در صد قبول دارم، اینم که دیدید یک تقلای احتمالا مشکل داری بود که بهرحال من راه گم کرده درصدد نجات از آن بودم
دوای دل تنگتون هم بنظرم با سخن گفتن با هیچ آدم امروزی ای حل نمیشه! چه برسه به من که اصلا نمیشناسی و نمیدونی که چه موجودی هستم!
نسخه نمی پیچم ولی برید و یکم سفره دلتون رو برای خود آقا باز کنید… ازش بطلبید که راهش را نشانتان دهد…
مگه آدم باید مرض صعب العلاج داشته باشه که بره در خونه اباالفضل(س) رو بزنه! یا حتما باید یه چیز سنگین برداره که بگه یا علی؟؟
بنظرمن از اونا سخت تره این معرفت… و خوشا بحالتون که در یافتن آن قدم برمیدارید…
#3 - توسط parvaz در دی ۱۶م, ۱۳۸۷
| ضمیمه
باز هم ..
نوشتتون جالب بود یعنی نکته ی روز بود اما طرز نوشتنو یک جورایی نه که بگم من خوشم نیومد اما احساس کردم اونقدر این ماجرا حرمتش سنگینه که ……
اما تاسف میخورم که چرا خیلی از جوونای ما که وارد دانشگاه میشن بسیار بسیار تغییر میکنن
چرا؟
چرا باید تربیت اینقدر ضعیف باشه ؟
و در نهایت با دل باید عزاداری کرد
دل
اینروزها خیلی ها از این نعمت محروم هستن
—
بله منم خیلی موافق اینجوری بد دهنی نبودم…
ولی بعضی وقتا نمیشه با زبون مودب آدم با خودش حرف بزنه…
باید آنقدر بزنی توسرش که یکم اول بیاد سر عقل بعدش مثل آدم باهاش حرف بزنی
بازم هم از شما و هم از بقیه دوستان بخاطر کلمات و لحن بد این پست عذر خواهی میکنم
#4 - توسط parvaz در دی ۱۶م, ۱۳۸۷
| ضمیمه
راستی یادم رفت بگم که
اشک ریختن برای…
فقط اندکی اندکی انسانیت میخواهد
—
اشک… اشک… تنها چیزی که در دستان بازماندگان کرب و بلا باقی مانده بود…
و همین اشک ببین که چه ها نکرد…
یک روز را یک سال… بلکه یک عمر کرد…
#5 - توسط عباس در دی ۱۶م, ۱۳۸۷
| ضمیمه
سلام عزیز! بعد از خوندن بند دوم فهمیدم منظورت چیه، ولی اینم یادت باشه که همین دنیای امروز مقصر فاصله گرفتن ما از دینمونه
________________________________
در مورد قمه زنی: مخاطبت فقط عراقیا نباشه،الان من ۴۰-۵۰تا روستارو تو همین گیلان نشونت میدم که تو گروهای ۱۰۰ نفری قمه میزنن،منم نمیخوام توجیه یا محکوم کنم ولی بدون که چیزی غیر عشق و علاقه باعثش نمیشه،شاید نصفشون از امپول هم میترسن ولی حاضرن تو این روزا سرشونو بشکافن.هنوز عشق و علاقه به دین نمرده، اون ادمایی هم که مسخره میکنن حتما جوگیر شدن.
)
خب دیگه! برو سر درست،منم برم
—
به داش ترکان گل!
آره منم خیلی از عشق بازی خوشم میاد… ولی اتحاد و صلاحدید جامعه به سلایق فردی رجحان داره…
در مورد دنیای امروز ولی با شما توافق نظر کاملی ندارم.. چون بیشتر خودمون مقصریم و اهمال از جانب ماست.
#6 - توسط سپید مثل برف ... در دی ۱۶م, ۱۳۸۷
| ضمیمه
این دختره قمه زده یعنی الان!؟
خدایا!
یعنی قبوله!؟
…
چی بگم واللا! شاید قبول باشه!
(مشخصه که مطلبتو نخوندم! فعلا فقط اومدم که جواب سلام داده باشم!)
—
دست شما هم درد نکنه داش مهدی!
قبول دارم که خیلی بلند نوشتم…
راستش اصلا نمیخواستم تا اسفند اینطرفا پیدام بشه ولی اگه پسنوشت ها رو بخونی متوجه خواهی شد…
منتظر نظرت هستم وقتی که دفعه بعد که خوندی !
#7 - توسط آهوی وحشی در دی ۱۶م, ۱۳۸۷
| ضمیمه
سلام
ممنونم
متاسفانه وقت نکردم پست تو رو مطالعه کنم
حتما میخونمش——- الان اومدم فقط بگم متاسفم نمیشناسمشون
بزرگواری رو که فرمودین
اطلاع ندارم از خویشاوندی این دو یزرگوار
بزودی مزاحم میشم برای استفاده از نوشته و پست جدید شما
—
همین که سر زدید بسیاری ممنون
اون بزرگواران هم فقط تشابه اسمیشون بود که منو به سوال واداشت…
#8 - توسط سپید مثل برف ... در دی ۱۶م, ۱۳۸۷
| ضمیمه
بابت لینک ممنون!
متنت هم کمی خشن و تند بود!
روک بخوام بگم! فحش های ریز و درشتش باعث می شه حس آدم خراب بشه!
ولی کلا …
… خسته نباشی …
—
دستت درد نکه بسیار مرسی. فحش هارو هم پاک کردم.
#9 - توسط parvaz در دی ۱۶م, ۱۳۸۷
| ضمیمه
فکر کنم کاره خوبی کردین
البته اینجا ماله شماست
التماس دعا
—
اشتباهی بود که دیگه نبایستی تکرار بشه، باز از همه عذر میخوام.
#10 - توسط نيمچه داروساز در دی ۱۶م, ۱۳۸۷
| ضمیمه
سلام..شما گفتيد تا اسفند نميايد منم سر نزدم…ولي الان خوش حالم كه هستيد…راستش من عزاداري هاي رايج در بعضي جاها رو نميپسندم…به نظرم مدام از مظلوميت امام حسين وبچه هاش گفتن واين كه بگيم گريه كنيد واسه امام حسين يه نوع بي احتراميه…واقعا بعضي مداح ها نميفهمن چي ميگن… [گل]
—
علیک سلام دکتر
حالا بعضی از مداح ها نمیفهمن سر جاش… بعضیا که شورشو درمیارن رو نباید به کل تعمیم داد…
ولی شرمنده اصلا قبول ندارم که گریه کردن برای امام حسین بی احترامیه…
برای ما افتخاره، و این افتخار رو به هیچ وجه وبا هیچ کسی عوض نمیکنیم…
چون ملاک ما امام حسین(ع) است، نه هیچ کس دیگر یا بیانیه های سازمان بشر!!!
#11 - توسط نيمچه داروساز در دی ۱۷م, ۱۳۸۷
| ضمیمه
منظور من گريه كردن نبود..منظور من هدف از گريه كردن بود…هدفمون بايد ببينيم چيه…ودليل گريه كردنمون…ما بايد واسه خودمون واينكه چه قدر از معيار هاي امام دور شديم گريه كنيم..
—
بله درسته خیلی باید بر خویشتن خویش گریه کرد،
ولی احادیث و آموزه ها گریه بر سیدالشهدا را نیز (دقت کنید: گریه بر ایشان) بی مزد و تاثیر ندانسته …
باز ممنون از زحمتتون.
#12 - توسط علیرضا در دی ۱۷م, ۱۳۸۷
| ضمیمه
ارسال کردم به ایمیلت دوست من
اگه مشکلی بود بگو ، حتما رفعش می کنم ، از این که به این وبلاگ توجه داشتید ممنونم
—
شرمنده میکنی رفیق، اختیار داری… درضمن ممنون.
#13 - توسط مبارز(یک بچّه مسلمان) در دی ۱۷م, ۱۳۸۷
| ضمیمه
سلام
به رسم مسلمونی یا عادت!
عجب دور و زمانی شده اخوی!
می دونی شما چندمین نفری هستی
که می گی…
من بلاگتو می خونم و صامتم!!!!
خوب یک ندایی بده!
متشکرم!
این مطلبتو خوندم! ولی نشد که بشه تقابل!! نه…
چیزی هم گیرم نیومد…غیر اینکه چرا قمه می زنند!!!
این یه تیکه اش…خیلی برام نامفهوم بود!!!
“ولی جا پای یک شهید در خانه ی ما خالیست…”
عجب…یعنی چی؟ [سوال]
التماس دعا
یا علی
—
سلام ولی نه به رسم عادت…
سلام را هر بار که میگویم سلامتی و آمرزش را برایت طلب میکنم… و بوضوح میتوانی ببینی که وقتی به کسی سلام نمیدهم، چه در بلاگش و چه در پاسخ کامنتش دلیل دارم…
خوب میتونی به ما هم به اون دید نگاه کنی که عاشقی داری ولی لب به بیانش بریده است…. و ماه رخی چون شما کم خاطرخواه ندارد…
و شهید… شهید شهادت میدهد… و بر کار کسی صحه میگذارد یا آن را رد میکند… شهید خون میدهد و با آن زنده میکند… منظور من هردو بود… شما باید می آمدی و شهادت میدادی که اینجا کمی درباره ی شهدای کربلا کم لطفی شده…
علی یارت،
ما رو هم دعا کنید…
#14 - توسط کیوان در دی ۱۸م, ۱۳۸۷
| ضمیمه
سلام، دوباره اومدم دیدم به خاطر توصیه بقیه قسمتهایی از نوششت رو ویرایش کردی. راستش برای اینکه یه نفرم با اینکارت مخالفت کنه، میخواستم بگم من از همون لحن خوشم اومد. حرف بد نوشتن خوب نیست ولی وقتی ازش درست برای انتقال حس استفاده بشه، به نظر من نوشته رو قشنگم می کنه که به نظرم تو درست استفاده کرده بودی. به هرحال چون دیدم همه به این گیر داده بودن، گفتم منم بیام نظرمو بگم. موفق باشی.
—
سلام عزیز…
درسته قشنگ کردن مطلب در آغاز مد نظرم بود…
البته من یاد یه فرموده یک استاد افتادم که میگفت: راه راست را از هر بیراهه ای نمیتوان پیمود… که بخودم اومدم و اصلاح کردم…
باز ممنون
#15 - توسط مبارز(یک بچّه مسلمان) در دی ۱۸م, ۱۳۸۷
| ضمیمه
سلام
ولی شما نباید برای کسی باید تعیین کنی….
درسته!
باز هم درست نگرفتم…
اخوی…
خدا ادبیاتت بالای دکتری است…
زیر خاکی باش
—
نه اختیار داری… منظورم این بود که خیلی آدم خفنی هستی… همین!
#16 - توسط مبارز(یک بچّه مسلمان) در دی ۱۸م, ۱۳۸۷
| ضمیمه
سلام
یک سوال یک نفرید یا واقعن دو نفر
بعد معنی هر کدام یعنی چی؟
البته شاید بدانم ویسم یعنی چی…
لی از زبان خودتان یعنی از کیبردتان می خواهم بدانم
یا علی
—
علیک سلام داش محسن!
کیبرد ما عربی بارش نیست… (یعنی اینکه هر دوتا کلماتی عربیند)
لذا رفتیم خدمت والد محترم بپرسیم که، بابایی بالاخره این اسمی که بر ما گذاشتی یعنی چه؟… و اصلا اسم قحط بود که اسم عربی گذاشتی؟؟
البته نه الآن بلکه ۱۰ – ۱۲ سال پیش…
وسیم یعنی خوش تیپ و خوش چهره و دارای نشان ( در هر سه معنی از القاب حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص) بوده و بمعنای دارنده ی نشان پیامبری میباشد. [صلوات بفرستید، تا بر شما هم صلوات بفرستند ملائک] [فرشته] )
وسام هم یعنی خود نشان، مثال واضحش رو اگه یادتون بیاد: “این نشان(=وسام) مخصوص حاکم بزرگ، میتی کومان است! احترام بگذارید…”
اما در مورد دونفری بودن ما میماند پیش خودتون که بفهمید ما دوتا اینجا هرکدام چه مینویسیم؟ البته وقتی مشرف میشیم به بلاگ دوستان همیشه با یک امضا کامنت میذاریم(=سوت دسته دار)…
بجز جاهای خصوصی که اصولا دوتا برادر حریم خودشونو حفظ میکنن و با نام خودشون برا دوستاشون چیزمیز مینویسن!!!
#17 - توسط سپید مثل برف ... در دی ۱۹م, ۱۳۸۷
| ضمیمه
سلام
هرچند قراره تا اسفند نیای ولی ما میایم دیگه!!
چه کنیم خب!؟
فحشا هم این طور بهتره! می دونی چرا!؟ چون خوننده می تونه رکیک تر از اون فحشا رو هم جایگزین کنه!! [قهقهه]
التماس دعا
—
آ قربون آدم چیز فهم!
#18 - توسط parvaz در دی ۲۱م, ۱۳۸۷
| ضمیمه
ااااااااا پس شما دونفرید
)
جناب سفید مثل برف تیکه میندازی ؟؟؟؟ دی:
—
عرضم به خدمت انورتون !…
…
…
یادم رفت! بعدا میگم.
#19 - توسط مریم در دی ۲۱م, ۱۳۸۷
| ضمیمه
سلام
من هم این ایام رو به شما تسلیت میگم
واقعا به مطلب خوبی اشاره کردید. توی این روز ها مردم ما همه برای امام حسین اشک میریزند و به امام زمان تسلیت میگن ولی خیلی ها هم با نفهمی شون خون به دل امام زمان میکنن و به خیالشون بهترین عزاداری ها رو کردند [شرم]
—
البته من طرفدار قمه زدن هستم ولی نه بصورت علنی
و پستی که نوشته بودم بیشتر به این تاکید میکرد که با لحنی معکوس برادرمو به خودش بیاره که اینقده کم لطفی نکنه به امام حسین و عزاداریش!
#20 - توسط مریم در دی ۲۱م, ۱۳۸۷
| ضمیمه
سلام دوست گرامی
یه سوال برام ایجادشده که میخوام از شما بپرسم؟ البته اگر دوست داشتی میتونی جواب ندی (هر جور راحتی)
قطعا میدونی که توی دینی که امام حسین برای زنده نگه داشتن اون رفت خود زنی حرام و گناه بزرگی محسوب میشه.
به نظرت اگر کسی با گناه کردن برای امام حسین عزاداری کنه اون حضرت از دستش راضیه یا اینکه فقط داره با عزاداریش خون به دل امام میکنه
ای کاش از امام حسین بیشتر از اینها درس میگرفتیم…!!!!!!!
—
دوست محترم!
ببخشید که من الان درگیرم ونمیتونم با دقت کافی براتون ذکر کنم که در مورد سینه زنی و زنجیر و قمه زنی چقدر منابع موثق داریم که اینها گناه نیست… [خواهشا به این تندی فتوا ندید...] و ممنوعیت قمه زدن یک امر تدبیری است که از درک عقل من خارجه.
البته سعی میکنم برای شما اسفند ماه به اونور مقداری قانع کننده جمع آوری کنم!
ضمن اینکه اگه متن پست رو کمی با تامل بیشتر بخونید خواهید دید که اصلا درباره ی قمه زنی نیست! بیشتر روی سخن با آدما ای است که ذره ای محبت اهلبیت توی دل سنگشون وارد نشده ولی خودشونو مسلمون و شیعه قلمداد میکنن.
در مورد طرفداری من هم، اینکه من تا حالا قسمتم نشده و برای همینه که بیطرفانه دارم سخن میگم … دقت کنید من توی متن گفتم: [بدون تایید یا محکوم کردن کارش] در پسنوشت ۵
اجرتون با امام حسین(ع)
#21 - توسط مریم در دی ۲۲م, ۱۳۸۷
| ضمیمه
سلام دوست عزیز
من به شما جسارت نکردم و امیدوارم از دستم ناراحت نشده باشید
من متن شما رو با دقت خوندم و فهمیدم ماجرا رو
اگر هم حرفی زدم به خاطر اون حرف شما بود که گفتید (من طرفدار قمه زنی هستم ولی نه به صورت علنی) نه مطلبی که توی وبتون نوشتید.
در ضمن من از خودم فتوا ندادم بلکه حرفی رو زدم که در قرآن اومده و اکثر مراجع تقلید هم همین رو میگن
در هر صورت من تا اسفند منتظر می مونم یادتون نره
من بازهم از شما معذرت میخواهم
در پناه حق
—
یا علی
#22 - توسط بچه محل در دی ۲۲م, ۱۳۸۷
| ضمیمه
راستش رو بخوای یه جورایی ازت خوشم اومد :
این چیزایی که …. [بقیه این چرندیات را من حذف کردم، بله من آقای وسام!!!]
—
اصلا شما هیچ وقت هم محله ای ما نبودی و نیستی!!!
برو این حرفا رو برای یه احمق مثل خودت بزن. – اشاره مستقیم به اینکه اصلا متن رو نخوندی و داری زر مفت میزنی…
اگه جرئت داشتی میل درست حسابی میزاشتی حداقل میشد جوابتو مستقیم به خودت داد… آخه این هم شد ایمیل : (WWW.POOORRTT@AHOO.COM)
#23 - توسط آهوی وحشی در دی ۲۵م, ۱۳۸۷
| ضمیمه
سلام
خوب هستین؟
میدونید من چیه محرم دوست دارم
؟؟
هر آدمی با هر پست و مقامی با هر سابقه و موقعیت اجتماعی دور هم جمع میشن بالا و پایین نیست
همه عزادار حسینند
متحد کلمه
اتحاد و همبستگی با یه نیت
البته هاااااااااااااااا اگر نیت خدایی و حسینی باشه از ته قلب برای درک حسین برای نشون عظمت حسین و ادای احترام به حسین
نه اینکه خدای ناکرده از روی سیاست و دغل کاری باشه که خود حسین بیشتر از همه به نیت ها نون آگاهه
و کاش این انقلاب روح و شخصیت فقط برای محرم و رمضان نباشه و انو تسری بدیم برای همیشه برای همه فصول
برای تمام عمررررررررررررررررررررر و ارادت رو میتونیم با شناخت حسین و انجام و عمل به خواسته های ائمه نشون بدیم
چه قایده ست قمه بزنیم سر بشکافیم بعدش دروغ بگیم
نماز نخونیم کلاهبرداری کنیم خیانت کنیم؟؟؟
برای حسین و خدای حسین کدوم ارزشمند تره؟؟؟
هدفش چی بود از جهاد؟؟؟
ببخشید زیاد ی شد
راستی با یه سوال آپم
—
علیک سلام.
الوعده وفا!! ایول گفته بودین بعدها میآیید و میخوانید… ایول!
به نسبت تاخیری که داشتین اصلا کم هم نبود! ممنون از لطف و محبتتون!
و بالاخره یکی پیدا شد منظور منو از این پست به یه دید دیگه دریابه! احسنت [به کسر تاء]
#24 - توسط حاج خانوم تنارديه! در دی ۲۸م, ۱۳۸۷
| ضمیمه
سلام بر شما
۱) با نظرت درمورد عكس اول پستت خيلي موافقم
۲) چرا فك ميكني مبارز مسلمان تو اون پست خشنش خيلي باحال نوشته؟ ببين… من خودم اول لينك روزانه ش كرده بودم اما چن روز كه گذشت، به تدريج بر اثر وخامت پشيماني لينكو حذفش كردم چون به نظر من مخالف اصل رجاست، يعني شايد اگه خداهم نعوذبالله اينجور وحشيانه بخواد به بنده هاش بتازه كار هممون تمومه!
۳) با اينم موافقم كه ميگي حادثه ي عاشورا بعد بين المللي داره و هركسي فراتر از مذهب و نژاد و مليتش حق عزاداري برا سيدالشهدا رو داره ولي واقعن چرا ما تو هيئتامون امام حسينو اينقده شخصيش ميكنيم كه اگه كسي هم بخواد بهش فكر كنه انگاري تو اموال خصوصيمون دس درازي كرده؟
۴) موفق باشين، شما اقلن خيلي از خصوصيات متشرعين خاص!! رو ندارين كه خشانت براشون اصل اول تبليغه… دوست تازه تون جناب سفيدبرفي يكي از اوناييه كه به نظر من اول عطوفه بعدن مبلغ مذهب و جا داره كه نسل مذهبياي امروز همه شون يه جورايي اينجوري باشن وگرنه فاتحه ي دين و دينداري و اينا خوندس!!
—
علیک سلام با کسر کافی!!
مطلب مبارز رو من دوباره خوندم و باز اون حس خوبی که داشتم رو یادآورم شد…
البته به نگاه دیگه درسته یکم خشنه و این باعث میشه آدم زده بشه… ولی دید عرفانی جالبی به موضوع داشت!
عرضم به خدمت انورتون که سفید برفی نه بلکه داش مهدی!! – والا من چی بگم! آدم خوبیه دیگه شما هم که در زمره دوستانتون هم هست! پس من نمیتونم مزخرف دربارشون بگم!
در آخر هم سپاس بسیار که بالاخره یکی پیدا شد غیر از من که با این بانوی لبنانی احساس هم دردی کنه و خیلی خوشحال شدم.
#25 - توسط حمید در آبان ۱۸م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
خیلی عالی بود
اجرت با ارباب بی کفن.