کربلایت بهشته

شاید برگشتی نباشد…

ای کاش که همانجا خاک شوم…

ای کاش…

ای کاش که وهابی ها مرا نشانه گیرند…

و برهانندم از این گناهانی که مرا درخود غرق کرده…

اشکم درمی آید وقتی که حساب دفتر حساب رو یاد میکنم…

ای کاش نصیبمان میشد شهادت… ای کاش…

اما نه… برای خودم میدونم چه چاهی تو جهنم کنده ام… پس حیف اون چاه و اون آتش که برای خویش آماده کرده ام… مرا نصیبی از باز نگشتن نیست…

خلاصه حلال کنید… بدی ای دیدید، یا هرچیز دیگر…

دارم میرم کربلا… دعاتون میکنم…

این پست اتوماتیک بود… بعبارتی شاید الان که میخونید کربلا باشم…