بسم الله…
عن النبی (صلی الله عیله و آله) :
حَسبُ اُبنِ آدمَ مِنَ الشَّرِّ أن یُحَقِّرَ أخاهُ المُسلِمَ
برای بدی انسان همین بس که برادر مسلمان خود را تحقیر کند.خیل وقت بود سعی میکردم از هر کسی که غایب است، خوب بگم، تعریف کنم… شاید چون خیلی غیبت میکردم، برای جبران، دست به این کار میزدم… البته یه ذهنیت هم پشت این کار بود… دوست داشتم از خودم در جاهای دیگه هم خوب تعریف بشه. دوست داشتم که در غیاب من مثل بزرگانی که همه به اونا احترام میذارن به من هم احترام بشه…
ولی بعد دیدم که یه جای دیگه همچین حدیثی هست… به مضمون: هر که برای رضای خدا کار کند، خدا به او ارزش میدهد و هر که برای رضای مردم کار کند، مردم او را بس است… یعنی همون سپردمت به “دله قیری” ای که امید حاتمی میگفت… یعنی داش وسیم! برای مردم کار میکنی… برای دل خودت کار میکنی، خدا هم تشریفت رو میفرسته پیش همون مردم، پیش نفس خودت… پیش گندگاریهایت… یعنی عملا نه دنیا و نه آخرتی توی این مدت من برای خودم ساختم… خسر الدنیا و الآخره.
عن النبی (صلی الله عیله و آله) :
حَسبُ اُبنِ آدمَ مِنَ الشَّرِّ أن یُحَقِّرَ أخاهُ المُسلِمَ
برای بدی انسان همین بس که برادر مسلمان خود را تحقیر کند.خیل وقت بود سعی میکردم از هر کسی که غایب است، خوب بگم، تعریف کنم… شاید چون خیلی غیبت میکردم، برای جبران، دست به این کار میزدم… البته یه ذهنیت هم پشت این کار بود… دوست داشتم از خودم در جاهای دیگه هم خوب تعریف بشه. دوست داشتم که در غیاب من مثل بزرگانی که همه به اونا احترام میذارن به من هم احترام بشه…
ولی بعد دیدم که یه جای دیگه همچین حدیثی هست… به مضمون: هر که برای رضای خدا کار کند، خدا به او ارزش میدهد و هر که برای رضای مردم کار کند، مردم او را بس است… یعنی همون سپردمت به “دله قیری” ای که امید حاتمی میگفت… یعنی داش وسیم! برای مردم کار میکنی… برای دل خودت کار میکنی، خدا هم تشریفت رو میفرسته پیش همون مردم، پیش نفس خودت… پیش گندگاریهایت… یعنی عملا نه دنیا و نه آخرتی توی این مدت من برای خودم ساختم… خسر الدنیا و الآخره.
تمت به ۱۶ مهر ۸۸ ساعت ۹ و ۴۸ دقیقه و اندی ثانیه.
#1 - توسط حسن در مهر ۲۹م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
پس با این حساب بیچاره شدی رفت.
#2 - توسط سپید مثل برف ... در مهر ۳۰م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
ولی به قول امام حسن عسگری گفتنی: آن چه که برای خود می پسندی برای دیگران نیز بپسند و همین طور بالعکس!!
حالا ربطش به مطلب تو چیه نمی دونم دیگه!!
#3 - توسط سپید مثل برف ... در مهر ۳۰م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
سید! حال عجیبی دارم امشب!
کمتر دچارش شدم تا حالا!
یه حس مسخره ایه!!
شاید به خاطر ته مونده سرما خوردگیه ست!!