داشت تو خیابان قدم میزد و هر از چندگاهی به اطرافش نیم نگاهی مینداخت.
- دوچرخه ای که با کودکی مشغول بازی بود…
- توپی که چندین بچه رو دنبال خودش به راه انداخته بود…
- خرسی که در کیف دختربچه ای انتظار میکشید…
- درختانی که هوا را با شاخ و برگ شان تکان میدادند…
- سایه ی ساختمانها که ماشین ها را در خود احاطه کرده بود…
- درب خانه ای که پیرزنی را منتظر نگاه داشته بود…
- لباس ژولیده ای که به زور بر تن گدا سالم مانده بود…
- اجناسی که مغازه دار را ترغیب به گرانفروشی میکردند…
- آسفالتی که چرخها را در چال و چول خود می لرزانید…
- تکه های زشتی که پسرکان را سکوی بیان کرده بودند…
- …
- زنگ دری که دیگر انگشتانش را لمس کرده بود.
روی عکس کلیک کنید تا بزرگتر شود

#1 - توسط parvaz در تیر ۵م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
حوصله ای که یهو سر میره
فریادی که یهو بلند میشه
اینا همه اتفاق میفته
کافیه خوب شناخته باشیش
#2 - توسط وسیم در تیر ۵م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
بذار جوهرش خشک بشه!! ایول سرعت عمل [مسحور]
#3 - توسط parvaz در تیر ۵م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
شناختی که واسه خیلی معنا نداره
ادم های که تا انسان بودن فاصله دارن
خستگی
#4 - توسط parvaz در تیر ۵م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
قولی که داده میشه واسه نبودن
فریادی که
مواظب باش
ای ادم
ای موجود
ای هر چه نام مینهی خودت را
#5 - توسط parvaz در تیر ۵م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
کودکی به پاکی اش قسم میخوری
کودکی که به صداقتش ایمان داری
کودکی که می تواند زندگی جدید باشد
کودکی که سعی میکند هر چند کم که باشد تو را بشناسد تا بتواند تو را زود تر راضی کند تا برایش شکلات بخری او در حد خودش
اینجا کودک نماد چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ [سوال]
#6 - توسط parvaz در تیر ۵م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
بی اهمیتیه حرف
هر چه میخواهی بگو
تو با سنگ حرف میزنی نه با یک انسان نه با یک ادم نه با یک موجود پس راحت باش بگو
#7 - توسط parvaz در تیر ۵م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
بگو حرف بزن
اما منتظر فریاد باش نهههههههههههه
منتظر سکوت باش
هیچ فریادی بلند تر از سکوت نیست
#8 - توسط parvaz در تیر ۵م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
خیییلللیییییییییییییییییییییییییی……………………….. …………………………………………… …………………………………………… ……………………………………………. ……………………………………………. ……………………………………………. …………………………………………….. …………………………………………….. ……………………………………………… ……………………………………………… ……………………………………………… ……………………………………………… ………………………………………………. ……………………………………………… …………………………………………….. …………………………………………….. ……………………………………………… …………………………………………….. ………………………………………
#9 - توسط parvaz در تیر ۶م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
هستین میخوام یه کامنت بزارم مسنجر ندارم
#10 - توسط parvaz در تیر ۶م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
؟؟/
#11 - توسط بهار در تیر ۶م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
دختره عين عروسكه….(آيكن ابراز احساسات)
سلام. الكي اومدمااااا. فكر نميكردم آپ كرده باشين…
نگاهتون به خيلي قشنگ بود….
دوچرخه اي كه با بچه اي بازي ميكرد….
لباس ژوليده اي كه…..
خب من هييييييييييييچ وقت اينطوري نگاه نكرده بودم به اطرافم. هميشه همه چيو وابسته به خودمون ميبينيم. به آدمها….
چقدر اشتباه ميكنيم. اين ماييم كه زندگيمون بستگي داره به چيزاي اطرافمون. البته اينم بستگي به خودمون داره…
(بي خيال همه جي بسته شد خيلي)
#12 - توسط بهار در تیر ۶م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
راستي به يه نكته اشاره نكردم. دخترك خرس به دست؟؟؟؟؟؟؟
ببخشيداااااا ولي خرسه تو كيفه دخترس نه تو دستش…
تو كامنت بالا هم سطر سوم يه به اضافه نوشتم.
ديگه پيريه و هزااااااااااااااااااااار درد و بلا ننه…
حواس مواس نذاشتن برامون….
فعلا
اگه نكته ي جديدي يادم اومد ميام دوباره دی:
#13 - توسط وسیم در تیر ۶م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
آره از شست و نهش پیداست که میلادیه!! [جذاب]
#14 - توسط بهار در تیر ۶م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
ميگم كاش بقيه هم كه ميان كامنت بذارن اين كاشي هاشون سبز باشه…يه تناليته ي سبز ايجاد كنيم اينجا. البته منظور ما سبز از ديد سياسي نيستااااا. ما واقعا چون سيديم فضا سبز شده…ازين سبزي هم نميخوايم سو استفاده كنيم…
راستي من دوم هم شدم…
خوبه. مقام آورديم اينجا……
#15 - توسط غربت نشین در تیر ۶م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
تنها زمانی که در خودمون غرق میشیم دنیارو با جزئیاتش میبینیم .
روزهای دیگر ما همانیم که تنها آسمان و آدمهای مثلا در شان خودمون با چشمانمون تلاقی میکنند
#16 - توسط غربت نشین در تیر ۶م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
در هر کدوم از این عمیق دیدنها درسی از زندگی نهفته است .
شادی کودکانه .
سکوت گدا درمقابل حکمت پروردگار .
گذران عمری توسط پیرزن .
_____________________________
یادمه مورچه ای که روی جدول خیابون راه میرفت درست زمانی که از تلاش کردنها و نتیجه نگرفتنها خسته شده بودم نورامید تازه ای رودر قلبم روشن کرد و بهم یاد داد چیزی رو که باید یا میگرفتم .
_____________________________
فقط انسجام فکری و برنامه ریزی درمان کلافگیه .
#17 - توسط غربت نشین در تیر ۶م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
کامنت گذاشته بودم ولی ارسال کردم دیدم نیست [مسحور]
———————————
در هر کدوم از این عمیق دیدنها درسی از زندگی نهفته است .
یادمه راه رفتن مورچه ا ی روی جدول خیابون درست زمانی که از تلاش کردنها و نرسیدنها خسته شده بودم نور امیدی رو در قلبم روشن کرد و بهم یاد داد چیزی رو که باید یاد میگرفتم .
_____________________________
فقط انسجام فکری و برنامه ریزی درمان کلافگیه .
#18 - توسط سپید مثل برف ... در تیر ۶م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
آخیییی!
ناز بشی!
این دختره چه گوگولیه!! دی: [عشق] [فرشته]
#19 - توسط سپید مثل برف ... در تیر ۶م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
می دونی من الان تو کف این کامنتای خانوم پروازم!!! [سوال]
کنکور داشته بنده خدا!! [مسحور]
هی هی …
#20 - توسط وسیم در تیر ۶م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
ببین تو هم مثل بهار، مشکل ستادی داری ها!!! یهو اومدم خونتون با گشت ارشاد جا نخوری ها [احمق]
میم توی کلمه ی پرواز(م) یعنی چی؟ [منظور] [منظور]
#21 - توسط سپید مثل برف ... در تیر ۶م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
نیم نگاه هم بود. ولی بهتر بود اسمشو می ذاشتی تغییر زاویه دید!! دی:
#22 - توسط وسیم در تیر ۶م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
آره اینم عنوان خوبیه [گل] [گل] … البته من وقتی داشتم مینوشتم به ذهنم نرسید و بیشتر سعی میکردم که به نگاه کردن دزدکی فرد اشاره کنم…
#23 - توسط سپید مثل برف ... در تیر ۷م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
هی وسیم!!
شیطون شدیا!
منظورم از “م” در اون کامنت مخفف “هستم” بود!!
یعنی:
می دونی من الان تو کف این کامنتای خانوم پرواز هستم!!!
[زبان]
#24 - توسط بهار در تیر ۶م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
وااااااااااي عجب چيزي گفت اين سپيد برفي…….
راس ميگه تغيير زاويه ي ديد بهتره هااااااا
راستي خوشتون اومد همه دارن تناليته ي رنگي رو رعايت ميكنن؟
بابا چرا به همه ميگين مشكل منو؟؟؟؟؟
ما اينجا آبرو داريماااااا. تا حالا مامور نيومده دم درمون. حالا اين گشت ارشاد گير داده به ما…….
آقا دستتو بكش…….خودم ميام.. دی:
بعد يه نكته تو كامنتا توجهمو جلب كرد. منظور جناب سپيدبرفي از ناز بشي چيه؟؟؟؟/
ايشون بدجوري مشكل دارن؟؟؟؟
ابراز احساسات اونم در ملا عام؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
#25 - توسط بهار در تیر ۶م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
خدايا!!!!!!
منو شرمنده ي اين حسن ظن ها نكن……
بابا بي خيال اينا رو ميگين اون دنيا خدا بياد بزنه پس كلم بگه چرا يه كاري كردي بنده هاي من در مورد تو اشتباه فكر كنن؟
هندونه هاتونو نگه دارين واسه شب يلدا تو رو خدا….بابا ما طاقتشو نداريم….
اينا رو ميگين اونوقت من بايد بيام بشم ذغال هايي كه ميرزن تو موتور خونه ي جهنما……
#26 - توسط بهار در تیر ۶م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
راستي دو تا از بهار ها به هم رسيدن. تو قسمت بيسترين نظر دهنده ها رو ببينين.
) [قهقهه]
پيوندشان مبارك دی:
#27 - توسط وسیم در تیر ۶م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
خدا جوونای مملکتو به راه راست هدایت کنه… [فرشته]
راستی وقتی جواب کامنتتو میدم برات میل ی چیزی فرستاده نمیشه؟؟ [سوال]
#28 - توسط بهار در تیر ۶م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
غربت نشين آپ كرد.
اگه عجله كني دوم ميشياااااااااااا. البته يه زرشكم اونجا حروم ميشه…
#29 - توسط غربت نشین در تیر ۶م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
از همکاریت ممنونم . [گل]
#30 - توسط بهار در تیر ۶م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
نه فرستاده نميشه……
مگه بايد فرستاده شه؟؟؟؟؟
#31 - توسط وسیم در تیر ۶م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
نه همینجوری گفتم، چون بلاگهای دیگه دیدم که همچین امکانی رو دارند
#32 - توسط بهار در تیر ۶م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
ئه!! واقعا؟
دم بلاگ هاي ديگه گرم. خب البته خوبه كه اين امكام و نداره. و گرنه بايد روزي پونصد تا ايميل چك ميكرديم. نه كه كامنتمون خيلي زياده………. [عینک]
#33 - توسط غربت نشین در تیر ۶م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
چت روم سوت دسته دار کی افتتاح میشه به سلامتی ؟
#34 - توسط parvaz در تیر ۷م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
جناب سوت دسته دار
لطف میکنید اگه کامنت های من واسه این پستتون رو پاک کنید
با تشکر پیشاپیش
#35 - توسط وسیم در تیر ۷م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
نوچ! خودت با اختیار نوشتی، دوتا شو هم خواستی برات پاک کردم! اما بقیه رو نمیشه… [شیطان]
#36 - توسط parvaz در تیر ۷م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
باشه ممنون از لطفتون
#37 - توسط آهوی وحشی در تیر ۷م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
سلام
دید زیبایی بود این طوری زندگی از تکرار خارج میشه و شور زندگی روان در روح آدمی
راستی خوب کم پیدا شدین
این رسمش نبودا
#38 - توسط عباس در تیر ۷م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
این واسه پست قبلی :
ولی من خیلی به این چیزا حساسیت نشون میدم، ولی یه مقاله یا خبری میخونم حرصم میگیره نمیتونم بی تفاوت باشم
#39 - توسط عباس در تیر ۷م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
اینم واسه الان:
دختره خرس داشت؟!! اشتباه نشده؟ ها؟ دی:
#40 - توسط داداش بزرگه عباس در تیر ۷م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
عباس راست میگه، اخه دختره خرس داشت؟!!!
)
#41 - توسط بهار در تیر ۷م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
bebakhshid safe kilidam ghati karde
vali didin dustatunam motevajeh shodan dokhtare khers nadasht?????????
khodayaaaaaaa!!!
gheyr az manam kesaye dige ham hastan ke be in chiza tavvajoh daran دی:
#42 - توسط سپید مثل برف ... در تیر ۷م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
هی وسیم!!
شیطون شدیا!
منظورم از “م” در اون کامنت مخفف “هستم” بود!!
یعنی:
می دونی من الان تو کف این کامنتای خانوم پرواز هستم!!!
[عصبانی]
#43 - توسط سعید در تیر ۷م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
سلام.
عجب نگاه قشنگی. واقعا عالی بود. همه چیز را از یک زاویه دیگه دیدن. خیلی خلاقانه بود. ما که لذت بردیم.
#44 - توسط کیوان در تیر ۸م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
اوه اوه چه خبره اینجا… اومدم کامنت بذارم از بس کامنت دیدم یادم رفت چی میخواستم بگم. چه معروف شدی
#45 - توسط دانشجوی ریشو در تیر ۸م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
یک دانشجوی ریشو یک دانشجوی ریشو است. [احمق]
#46 - توسط افشین سلحشور در تیر ۸م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
می بیینم تنه به تنه مشاهیر ادبیات زده اید ! آفرین.
#47 - توسط حسن در تیر ۹م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
فعلا تو کف عکس هستم. خیلی قشنگ بود.
من فکر میکنم که این داستان کوتاه، بی سرانجام بود. چرا؟ چون لمس خالی کافی نیست. نیاز به فشرده شده داره.
)
#48 - توسط ولگ نار در تیر ۹م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
سلااااااااااااااااااااااااااااااااام سید
خوبی؟
بابا من کار داشتم سر نزدم شما که بیکار( [قهقهه] ) بودی نگفتی یه سری به هفت آسمون بزنی دی:
خب بنده تبریک می گم ماجرای ۲۲ خرداد رو می گم
از عکس این پستت خیلی خوشم اومد با اجازه می وردارم دی:
شاد باشید [گل]
#49 - توسط ولگ نار در تیر ۱۰م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
مجددا سلام
بابا من اصلا پیاماتون رو ندیدم .یعنی اصلا وا نمی شد ونمیشه که بخوام ببینم وگرنه ولگ نار اینقدا هم بی ادب نیست که جواب پیامهاشو نده …بله داداش
#50 - توسط آهوی وحشی در تیر ۱۰م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
سلام
ممنونم از حضورتون و نظر زیبا و متفاوت شمااااااااااااااا
در ضمن جناب وسیم اطاعت امر شد برادر گرامی
امر دیگری نیست
ما در خدمتیم برادر [گل] [عینک]
#51 - توسط چشم به راه در تیر ۱۰م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
سلام آقا وسیم
میبینم که قالب وبلاگتونو عوض کردین و کلی هم مطلب جدید دارین
خوب شده
اره امتحانات رسمی تموم شده ولی یکی از امتحانای من به خاطر اغتشاشات کنسل شده و افتاده ۲۸ تیر [گریه]
اما خب من سعی میکنم تا فردا به روزشم منتظر نظر شماهم هستم
این همه حرف زدم یادم رفت بگم داستان جالبی گذاشتین این عکس هم خیلی قشنگه
راستی یه چیزی!!! من چرا جزو دوستاتون نیستم؟؟
#52 - توسط وسیم در تیر ۱۰م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
کی گفته؟ هستی! خوب به لینکها نگاه کن! دوبار هم هستی! یکی با اسمت و یکی به اسم بلاگت… دی:
#53 - توسط چشم به راه در تیر ۱۰م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
ممنون از لینکیدنتون
در ضمن نه که می خوام تند بنویسم حروف جابه جا می شه [قهقهه]
#54 - توسط چشم به راه در تیر ۱۰م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
راستیچه جور رو این مربع روبرو میشه عکس گذاشت دی:
خودت می ذاری یا هر کی برا خودش؟
#55 - توسط وسیم در تیر ۱۰م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
این عکسه بر اساس ایملی که اینجا میدی ساخته میشه…
یه سر برو به سایت گراواتار
اونجا یک اکانت درست کن! و عکس مورد علاقه ات رو بذار
و از این به بعد هرجا که میری که این خاصیت رو داره و با همون ایمیلی که تعریف کردی کامنت بذاری، اون عکست اینجا میاد
http://gravatar.com
#56 - توسط سارينا در تیر ۱۰م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
به كدوم روي سكه نيم نگاه انداختي؟ اين رو يا اون رو؟
.
.
.سلام!
#57 - توسط وسیم در تیر ۱۰م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
سلام سارینا !
میگم من اومدم بلاگت ولی دیدم اسم من نیست کلی غم گرفتتم! گفتم این سارینا و اون بلاگ ۱۰ نقطه که ما لینکش کردیم، چرا از ما حرفی نزده!!!
بگذریم…
به کدوم روی سکه؟؟
مگه من سکه انداختم؟
#58 - توسط ولگ نار در تیر ۱۰م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
سلام کربلایی سید
ادم خجالت می کشه
مگه عنوانم چش بود ؟!!.خب مزش به همین جوری بودنش بود دیگه .
.
اقا اینجوری چرا گفتی
یکم شیطنت لازمه
#59 - توسط ولگ نار در تیر ۱۰م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
در ضمن همون طور که گفتی باغمون بود باغ چسبیده به خونمون
#60 - توسط ولگ نار در تیر ۱۰م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
آهان یه چیز دیگه بازم همونطوری که خودت گفتی عکسا مال تقریبا ۱ ماه پیش الان انارا یه کوچولو معلومه.می خواستم از الانشون هم عکس بندازم ولی یادم رفت
#61 - توسط safura در مرداد ۲۵م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
خيلي قشنگبود ما امدهايم تا با زندگي كردن قيمت پيدا كنيم نه به هر قيمتي زندگي كنيم [سوال] [اوه] [کفزدن] [فرشته] [فرشته] [فرشته]