شب بود و سحر بوی خوش خاک نمور میداد… بلبل کوچه ی ما نغمه ی دوری یار میداد…
—-
۱ . خوب چرندیات بسه!! من کجا شعر گفتنم کجا… تازه از این نوع هیری ویریش!
۲ . دیروز سحر، شب نبود صبح بود! بوی خاک نمیداد، اصلا من که کلا سیستم تنفسیم فعلا کیپه! اصلا فرق بین خاک و خوراک رو نمی فهمه… تازه بلبل ما دیگه تنها نیست!
۳ . بلبل هم نداره کوچه ی ما! پیکان قراضه ی ته کوچه بود که با نفت روشنش میکردن و میذاشتن یه ساعت تا گرم بشه…
۴ . ااااه
۵ . خیلی سخته! ولی کلی هم فاز میده، همه کارت دارن ولی تو گوشیتو جواب نمیدی! با کلاسه نه؟؟؟
۶ . موبایلم رو جا گذاشتم خونه! یه هفته هم میخوام تو این خراب شده ی دانشگاه بمونم… چی بشه.
۷ . این پست به دلیل جاماندن موبایل دیگه اس ام اسی نیست!

این وسیم [بووق] چرا گوشی [بییق]شو جواب نمیده!!!
