پست های با برچسب شیعه
سرم باشد فرش زیر پایت…
اسفند ۱۴
آمدن ربیع و اجر و پاداش بشارت دادن آن به پیامبر اکرم (ص) در حدیثی از حضرت ختمی مرتبت که در اینجا ذکر شد… اما نکته فقط شروع یک ماه نیست… شاید برای ما سخته که از آینده حدسی هر چند گنگ و بی حساب و کتاب بزنیم… ولی پیامبر که مثل من و شما نیست… البته در انسان بودن و داشتن همه ی خواص مثل ماست ولی قدرت اراده بر اطاعت پرودگارش، او را منزه ترین فرد این جهان کرده…
برگردم سر اصل مطلب… ربیع الاول یک شهادت دارد… ولی آیا شهادت را تبریک میگویند؟… همیشه من فکر میکردم که در حق امام عسکری (ع) ظلم میشود… البته در مورد بقیه ی ائمه علیهم السلام هم مساله فرقی ندارد… هزاری ماشالا به ما… پنج شنبه را بین التعطیلین میکنیم و میریم کوهستانی، شمالی، جایی و حالشو میبریم… تازه شکیلا و نانسی و این چیزا هم میبریم سر قبر+++ بزن برقص هم اگه شد که چه بهتر…
باز ذهن منحرف من رفت و اصل مطلب هم در رفت… آره شهادت امام یازدهم برای پیامبر خیلی هم دردناک است… یه بار یکی به من ایراد گرفت که چرا؟… مگه پیامبر (ص) فوت نشده اند، و به عبارتی دیگر زنده نیستند… چرا هی سلام میدهید و تبریک میگویید و تسلیت… [البته آن فرد خیلی مؤدبانه حرف نزد، جملات را من خودم در حد قبول خودم ویرایش کردم...] نمیدونستم چی بهش بگم… برا من که واضح بود که اولا پیامبر مسموم شدند و به عبارتی شهید… در ثانی شهید زنده است، الله اکبر… ثالثا جدا من احساس میکنم که وقتی با او حرف میزنم دیوانه نشده ام که با خودم حرف بزنم… و درک من شنونده ای را احساس میکند… البته اینها همه حسی اند و هیچ ارزش اثباتی عقلانی ندارند… برا همین بود که دربرابر او سکوت اختیار کردم… که جدا سکوت بهترین جواب به ابله هاست…
ببخشید دیگه… سر ما به هواست و متن در بند چند حرف… من چند سالیه که شب ۹ ربیع رو میرم یه مجلس خیلی شکیل… قبل اذان یه مجلس روضه است برای آقا امام عسکری (ع)… روضه که تمام میشه… یه پذیرایی مختصر وبعدش مردم پا میشن میرن بیرون، تو حیاط، یا بهرحال جاشونو عوض میکنن… بعد نماز… بعدش مجلس بعدی که بشارت داره شروع میشه… البته بگم تو این مجلس از علما و فضلا و نمایندگان مراجع تقلید هست… تا آدمهای معمولی که ما باشیم و حتی بچه های ۵~۶ ساله… شروع میکنن شعر و قصیده خوندن و تغزل برای مولا… تقریبا یکی درمیون یا دوتا درمیون یه شعر لعن هم دارن … اما شعرها خیلی مودبانه است… ولی خوب لعن، لعن است… و خدا را شکر، گرداننده ی این مجلس قدر ارزشِ معنویات رو میدونه و تلاش نمی کنه که با استفاده از حرفهای رکیک به دنبال اثبات چیزی بدیهی بپردازه… خداراشکر!
کاری به برادران و خواهران اهل تسنن ندارم… این جشن ها بیشتر از اینکه بخواد اونارو بترسونه، کفار رو میترسونه… چی فکر کردین… فکر میکنین مثلا نعوذ بالله خدا همینجوری قرآن رو سرهم کرده؟؟؟ خوب وقتی میگه « لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُواْ… » [مائده - ۸۲] خوب میدونه که خیلی پدر سوخته اند این مشرکین و یهود… میشینن رو کل قرآن و اسلام کار میکنن و دنبال نقطه ضعفی میگردن که مسلمونها و به خصوص مؤمنین رو متفرق کنن…
میدونید چرا… بنظر من اونا بیشتر از ما خدا و پیغمبر رو قبول دارن و مطمئنن که خدا شاید روزی سرشون این بلا رو بیاره که مسلمونا صاحب قدرت بشن… برا همینه که همه جوری سعی میکنن تفرقه بندازن… شما فکر کنین ببینید تو چندتا از تفرقه های مشرکین تا حالا درگیر شدین…

ای بابا هی ما میخوایم یه جمله ی ساده رو بگیم هی بحثمون میره جاهای دیگه… تبریک این ماه رو دیگه من بگم تکراریه ولی بخاطر سرچ اینجین ها بگم بد نیست… تبریک ربیع بخاطر آغاز شدن دوره ی زمامداری امام زمان (عج) میباشد، امامی که هر روز و هر شب کارهایمان بر او عرضه میشود… امامی که زنده است… صبح به صبح پا میشه میره صبحونه میخوره کاراشو انجام میده.. نفس میکشه… نماز و عبادت میکنه… مردم رو میبینه… و مردم ایشان را نیز میبینند ولی به قضای الهی ایشان را نیمشناسن… راستش به اینجا که رسیدم الانیه خیلی دپ زدم… آخه اگه درست باشه… من امروز هم امامم رو از خودم رنجوندم… نمیشه… جون خودم قسم نیمشه هم آقا رو داشته باشم و هم برم دنبال بعضی کارها… منظورم از کارها یکیش اینه که نمازتو اول وقت نخونی، چهارتا حرف رکیک بخاطر عادت کردنت به اینجور حرفا بزنی، بری تو خیابون غیر متواضعانه راه بری [=قر بیای] و… خیلی فکرتون رو دور نبرید… وجدانن کسی که بخواد چشم چرونی کنه یا بره دنبال قمار و فساد، آقا میخواد چکار؟؟؟… اگه دیدید کسی باز با اینکارا میگه من واقعا آقا رو دوسش دارم، از طرف من سفت بزنید تو دهنش… خودم تو قیامت حساب این کار رو پس میدم…
اصلا بیخیال دیگه نمی نویسم هر چی خواستیم کوتاهش کنیم بلندتر شد…
یا علی التماس دعا

به نام خدای مهربان تر از همه ی مهربانان.
سلامی دوباره بعد از یک غیبت طولانی… خوب چه کنیم دیگر مدتی وسیم درگیر بود و مدتی هم من. تا بالاخره برادر را قانع کردیم که این مطلب را برایمان تایپ نماید. این حدیث را در آخرین روز ماه صفر مطالعه کردم… کمی فکر کردم ولی دوست دارم اول نظر دیگران را درباره اش بدانم تا بعد خودم بگویم که چه برداشت کرده ام… شاید توقعی بی جا باشد و شاید نگارش های وسیم را بیشتر از من بپسندید، به شما حق میدهم…
و اما حدیث شریفی که از جانب آمال دل شیفتگان ظهورش که در کتب شیعه یافتم، به ظرافت هر چه تمام تر بر مسئله ی اطاعت خدا و پیوند مستقیم آن با لیاقت تماشای نور آن امام همام را در قالب کلماتی تاکید کرده است، خوب این اولین برداشتی است که میشود از آن کرد… پس بخوانیم و بیندیشیم اگر میتوانیم
حضرت امام مهدی ( عجل الله تعالی فرجه الشریف ) در یکی از توقیعات خود چنین فرمودند :
و چنانچه شیعیان ما – که خداوند به طاعت خود موفقشان دارد – قلباً در وفای به عهدشان متحد می شدند، نه تنها فوز لقای ما از ایشان به تأخیر نمی افتاد بلکه سعادت دیدار ما شتابان بدیشان میرسید، سعادتی ناشی از معرفت و یکرنگی آنان با ما، و هیچ چیز ما را از ایشان محبوس نمی دارد جز اخبار ناخوشایندی که از ایشان به ما میرسد و آنان را بر ایشان نمی پسندیم.
و بی فیض نیست اگر متن عربی آن را شده برای یک بار هم بخوانیم…
الامام المهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) :
« وَ لَو أنًّ أَشیاعَنا وَفَّقَهُمُ اللهُ لِطاعَتِهِ عَلَی اجتِماعٍ مِنَ القُلوبِ فر الوَفاءِ بِالعَهدِ عَلَیهِم لَما تَأَخَّرَ عَنهُمُ الیُمنُ بِلِقائِنا وَ لَتَعَجَّلَت لَهُم السَعَادَةُ بمُشاهَدَتِنا عَلَی حقِ المَعرِفَةِ وَ صِدقِها مِنهُم بِنا فَما یَحبِسُنا عَنهُم إِلّا ما یَتَّصِلُ بِنا مِمّا نَکرَهَهُ وَ لا نُؤثِرَهُ مِنهُم »
پس نوشت :
- منبع : الاحتجاج جلد ۲ صفحه ی ۲۹۸
- عرض نمایم که با اینکه ترجمه اش کار من نیست ولی اگر ترجمه ی روان تری دانستید لطف خود را از ما دریغ نفرمایید.
- از وسیم جانم هم تشکر میکنم که زحمت این پست و دیگر پست های مرا بدوش میکشد.
- خوب این یکی رو من [وسیم] نوشتم… یه سوال : شما فونت های فارسی روی کامپیوترهایی که استفاده میکنید نصب هست؟؟ فونتهایی مثل “تیتر” ، “هما” ، “نازنین” ، “میترا” ، “شیراز” ، “ایران نستعلیق” و امثالهم… آیا این فونت هارو دارید؟؟؟ اگه دارید ته جوابایی که به وسام میدید بگید که دارید یا نه… چون من میخوام قالب بلاگم رو عوض کنم و میخوام بجای این فونت مسخره ی “تاهوما” از فونت های ایرانی استفاده کنم…
