اگر پاهایم خسته شوند، سینه خیز به سویت آیم ای حسین…
تَمشِی اِلیـکَ تَوَسُـلا خَطَــواتِی ** وَ اَعُدُّهَا اِذ اَنـَّـها حَسَـــناتِی
وَ وَدَدتُ لَـو اَنَ اَلطَـریقَ لِـکَربَلا ** مِن مُـولِدی سَیراً لِحین مَمَــاتی
لِاُنادِی فِی یَــومِ الحِســابِ تَفاخُراً ** اَفنَیــتُ فی حُبِ الحُـسَینِ حَیاتِی
قدم هایم به سوی تو خواهش کنان در حرکتند ** و آنها را میشمارم که اینها حسنات من اند
و آرزو میکنم که ای کاش در راه کربلا ** از تولد تا مرگم در حال سیر به سوی تو باشم
تا تفاخر کنان در روز حساب فریاد بر آورم ** که در راه عشق به حسین زندگی خود را فدا نموده ام
- شعر از آلبوم “حامی الشریعه” ی “حاج باسم الکربلایی” است، شاعرش هم “عبد الخالق الحنه” می باشد[البته اگه درست نوشته باشم]. ترجمه اش هم…
- خیلی دلم میخواست میرفتم کربلا خصوصا این روز… اما حالا که نشد خیلی دوست داشتم قم بودم و با مردم از جمکران تا حرم رو پیاده میرفتم… اما این هم نشد… یکشنبه و سه شنبه جفتشون از هفت و نیم کلاس دارم تا پنج بعد از ظهر…
- این پست رو از خیلی وقت پیش گذاشته بودم، اتوماتیک برای این روز…
- عکس ها قابل کلیکند… یعنی دیگه








