با اینکه غلط زیاد داشت و یکی دوتاش رو من براش اصلاح کردم، ولی الان که میشینم به کارش فکر میکنم، میبینم که خیلی پسر فهمیده و زرنگی بوده. با یک “یـــس” خواندن خیلی خوب خودشو توی دل بابام و عموم جا کرد…
پنج شنبه ۱۶ ام مهر، رفته بودیم قبرستان باغ بهشت، سر قبر پدربزرگ و مادربزرگ خدا بیامرزم… اُسامه قرآنی رو از دست ما گرفت و با صدای بلند “یـــس” خواند.
منم کار اسامه رو تحسین میکنم…
