اُسامه [داماد جدید عموم] کاری کرد که بعدش تحسین و تمجیدش رو زمزمه کنان از زبون بابام و عموم شنیدم…
با اینکه غلط زیاد داشت و یکی دوتاش رو من براش اصلاح کردم، ولی الان که میشینم به کارش فکر میکنم، میبینم که خیلی پسر فهمیده و زرنگی بوده. با یک “یـــس” خواندن خیلی خوب خودشو توی دل بابام و عموم جا کرد…
پنج شنبه ۱۶ ام مهر، رفته بودیم قبرستان باغ بهشت، سر قبر پدربزرگ و مادربزرگ خدا بیامرزم… اُسامه قرآنی رو از دست ما گرفت و با صدای بلند “یـــس” خواند.
منم کار اسامه رو تحسین میکنم…
با اینکه غلط زیاد داشت و یکی دوتاش رو من براش اصلاح کردم، ولی الان که میشینم به کارش فکر میکنم، میبینم که خیلی پسر فهمیده و زرنگی بوده. با یک “یـــس” خواندن خیلی خوب خودشو توی دل بابام و عموم جا کرد…
پنج شنبه ۱۶ ام مهر، رفته بودیم قبرستان باغ بهشت، سر قبر پدربزرگ و مادربزرگ خدا بیامرزم… اُسامه قرآنی رو از دست ما گرفت و با صدای بلند “یـــس” خواند.
منم کار اسامه رو تحسین میکنم…
#1 - توسط حسن در آذر ۲۹م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
اسم بابای داماد عموت، لادن نیست؟
#2 - توسط وسیم در آذر ۲۹م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
@حسن
نه عزیزم! تو اصل مطلب رو بچسب! برو خودتو تو دل پدرخانمت بیشتر جا کن که شاید فردا پس فردا ماشینی چیزی برات بگیره!
#3 - توسط غربت نشین در دی ۱م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
چه جالب !
حالا ما هی بریم دنبال مهره ی مار اصل بگردیم .
#4 - توسط سپید مثل برف ... در دی ۲م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
لابد اسم مادرش لادنه!! (حالا چه کاریه!!؟)
#5 - توسط safura در دی ۳م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
جواب اين سوال منو بده لطفا چرا بالا نوشتي”قبلا خوندن اينجا برا همه باز بود …ديگه نيست…”چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
#6 - توسط یکی که از اول در جریانه اموره در دی ۱۰م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
منظور اینکه دوستانی که فقط در ارتباط با پستهای نوشته شدن نظر میدن میتونن از نوشته های وبلاگ استفاده کنن و احوالپرسی جاش اینجا نیست !
#7 - توسط بی بی جان گوهر در دی ۱۱م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
خوب یاد بگیر پسرم. انسان موفق کسی است که از تجربیات دیگران نهایت استفاده رو بکنه
سلام
#8 - توسط دردمند در دی ۱۴م, ۱۳۸۸
| ضمیمه
سلام مهندس
شما هم زيبا مي نويسي ، هم جالب.
شيطون رو هم لعنت كن!
بهتر نيست يه كمي هم از اين دانش زيبات در خصوص طراحي وب و … مطلب بزاري و تجربياتت رو در اختيار ديگران قرار بدي؟
اسامه هم كه كارش حرف نداشت. اميدوارم قربة الي الله بوده باشه. من آدمهايي رو كه از دينداريشون خجالت نمي كشن و وقتي به يه اعتقادي رسيدن ، از ابراز اون واهمه اي ندارن، دوست دارم.
اسامه با اين كارش علاوه بر اينكه خودشو تو دل بابا و عموت جا كرد، پدربزرگ و مادربزرگتو بيشتر خوشحال كرد!
موفق باشي