من کیستم؟

بسم الله الرحمن الرحیم

من نوه سید علی حسینی و فرزند مهندس سید منصور طیب حسینی هستم.
متولد مشهد و تقریبا ۲۰ و چند ساله، فعلا هم آخر هر هفته که امتحانها وکلاسها مجال دهند به قم برمیگردم و دود تهران را با برج میلادش تنها می گذارم. در شهر خودم بیشتر با فامیلی حسینی معروفم چرا که فامیلی اصلی ما هم همین است. امان از دست اداره ثبت احوال!

فعلا که دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی عمران، گرایش مهندسی آب در دانشگاه صنعتی شریف تهران (چقدر طولانی) هستم، که به لطف خدا کارشناسی ام را همین جا گرفته بودم.

راستی اگر از اسم خودم بپرسید که تا حالا نگفتم : سید وسیم! البته اگر در گوگل سرچ کنید “سید وسیم” ، شخص دیگری را خواهید یافت که آدم گردن کلفتی در سیاست است، و من بطور رسمی اعلام می دارم که هیچ شباهت و یا ارتباطی با هم نداریم!

تا حالا که علاقه مند به مدیریت و توانا در تخریب بودم اما بیشتر دوست دارم وقت خالی پیدا کنم و به کتاب خوانی و ورزش بپردازم (شما هر دو را بخوانيد برنامه نويسي !!!)

جالب نبود؟ عیبی نداره…

به اشتراک بگذارید :
  • Print
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google Bookmarks
  • Blogplay
  • email
  • FriendFeed
  • Ping.fm
  • Reddit
  • RSS
  • Technorati
  • Yahoo! Bookmarks
  • Add to favorites
  • Live
  • StumbleUpon
  • Twitter
  • Yahoo! Buzz
  1. ۸ دی ۱۳۸۷ در ۱۷:۲۹ | #1

    من خوندم
    مشکلی نداشت تا اصلاح بشه مهندس!! :))


    خوب پس دیگران هم بخونید رئیس اجازه دادن ! :دی

  2. ۲۶ دی ۱۳۸۷ در ۰۹:۴۶ | #2

    منم خوندم!
    فکر می کردم سنت بالاتر از این حرفا باشه! دی:
    اون وقت وسام چیه!؟ [سوال]


    ها!!! قربون آدم چیز فهم! [گل]
    من نوشتم ولی وسام هنوز چیزی ننوشته…
    بهش گفتم ها! ولی قبول نمیکنه! :~

  3. ۱۵ بهمن ۱۳۸۷ در ۱۶:۲۸ | #3

    این وسام چرا چیزی نمی نویسه؟ :))

    به اونم میگم که بنویسه ولی دستش یکم به تایپ کنده من باید براش تایپ کنم… منم که الانیه درس دارم نمیرسم!!! به این میگن دیکتاتوری در وبلاگ.

  4. ۱۲ فروردین ۱۳۸۸ در ۱۳:۳۹ | #4

    سلام. من چون رئیس اجازه دادن خوندما! و گرنه اصلا اهل کنجکاوی نیستم.( دماغم دراز شد)

  5. habib
    ۲۹ فروردین ۱۳۸۸ در ۰۰:۳۴ | #5

    salam in matalebi ke dar morede sorkhpostan neveshteei az ketab khasi ast?

  6. ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۲۳:۵۷ | #6

    من نخوندمش.

  7. ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ در ۲۳:۵۸ | #7

    منم خوندم . نیازی به اجازه عباس ترکان هم نبود !! اگه اجازه نمی دادم هم می خوندمش ……… اصلا چه ربطی به اون داره؟؟ گیر دادم دی:
    فک میکردم ۲۴ باشی!!!!!!!!!!

    راستی تو شریف نصفه شب امتحان میدن؟؟ که ۴:۴۰ دقیقه میشه بعد از یک امتحان سخت!!! البته واسه هطلاع خودم پرسیدماااااا

  8. ۳۱ خرداد ۱۳۸۸ در ۰۰:۰۱ | #8

    وای چه باکلاس شده این وبلاگگگگگگگگگگ ………

  9. ۲ تیر ۱۳۸۸ در ۲۰:۴۰ | #9

    منم نخوندما آقا مهندس دی:
    چرا من فکر میکردم شما هم استانی ما هستین؟
    در هرصورت موفق باشید

  10. ۱ مهر ۱۳۸۸ در ۱۴:۱۸ | #10

    خواندیم و بسی بیشتر آشنا شدیم .

  1. بدون بازتاب